الفيض الكاشاني
64
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )
و چون تا كسى از جنس انس « 1 » نباشد انس انس با او ميسّر نمىشود اين واسطه غير بشر نمىشود ، و چون آشنايى انسان با ربّ بدون واسطهء ملكى مقرّب در ابتدا صورت نمىبندد ، بىآمد شد « 2 » فرشته و نزول وحى و خبر نمىشود . و چون بنى نوع « 3 » ، او را تا به جان مطيع و منقاد نشوند به راه او نمىروند و تا امتياز تمام از ايشان نداشته باشد به او نمىگروند ، بىمعجزه و خارق عادتى « 4 » مثل يد بيضا و شقّ قمر « 5 » نمىشود . و چون مردمان را لابدّ است از تعاون يكديگر در معاملات و وجوه معايش « 6 » ، با تحاسد « 7 » و تباغض « 8 » و تغالبى « 9 » كه بر ايشان غالب است و بر آن مجبولند ، بىسياستى محكم و قانونى مضبوط كه از آن تجاوز نتواند نمود اين كار ميسّر نمىشود . پس هر آينه ناچار است خلايق را از ملكى مقرّب كه واسطه شود ميان حق عز و جل و پيغمبر ، و از نبى مرسل كه رساننده باشد به امت آنچه به او رسد از وحى و خبر و از آنچه مناسب هر طايفه باشد از معجزات و خوارق عادات ، على اختلافهم فى الافهام والدرجات « 10 » ، و از شرعى « 11 »
--> ( 1 ) . مردم ، بشر . ( 2 ) . نسخهء « م » : « بىآمد و شد » . ( 3 ) . هم نوعان . ( 4 ) . آنچه بر خلاف عادت باشد ، امرى عجيب كه از پيغمبر ، امام يا ولى سر زند . ( 5 ) . حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « دست روشن كه معجزهء موسى بود ، شكافتن ماه كه معجزهء پيغمبر ما بود » . ( 6 ) . جمع معاش و معيشت ، زندگانى ، وسيلهء زندگانى . ( 7 ) . به يكديگر حسد بردن . ( 8 ) . دشمنى كردن با هم . ( 9 ) . چيره شدن بر هم . ( 10 ) . با تفاوت آنها در فهمها و درجات . ( 11 ) . نسخهء « م » : « شرع » .